به گزارش مفدا، شانزدهم دیماه، سالروز شکلگیری حماسه خونین هویزه توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) به فرماندهی دانشجوی شهید، حسین علمالهدی است. دانشجویان رزمنده در ۱۵ دی ۱۳۵۹شمسی، عملیاتی را در هویزه و سوسنگرد آغاز کردند و پیروزیهای مهمی کسب کردند.
دانشجویان انقلابی و پیرو خط امام(ره) همواره نقش مهمی را در انقلاب، دفاع مقدس و حمایت و دفاع از وطن و ارزشهای دینی در طول تاریخ انقلاب به عهده داشتهاند.
سالها قبل در روزهای اوج دفاع از میهن در برابر رژیم بعثی شهید حسین علمالهدی و جمعی از دانشجویان پیرو خط امام در عملیاتی موسوم به «نصر» به شهادت رسیدند.
شهید حسین علمالهدی در سال ۱۳۳۷ همزمان با سالروز وفات امام موسی ابن جعفر (ع)در خانواده روحانی متعهد و مجاهد مرحوم آیت الله علم الهدی در شهر اهواز به دنیا آمد. وی در دوران نوجوانی به صف مبارزین علیه طاغوت پیوست و در نوجوانی به صف مبارزین علیه رژیم طاغوت پیوست.
از آنجایی که بهترین مکان برای گسترش فعالیت علیه رژیم طاغوت دانشگاه بود، علمالهدی تصمیم گرفت وارد دانشگاه شود و چون علاقه شدیدی به رشتههای علوم انسانی داشت در رشته تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد. سال ۱۳۵۶ که علمالهدی وارد دانشگاه شد آغاز اوجگیری مبارزات دانشگاهی بود و حسین با تجربیات گذشته و فعالیتهایی که علیه رژیم داشت از همان روز اول با انجام کارهای ابتکاری جالب در مدت کوتاهی مثل همه دانشگاهیان به عنوان مبتکر فعالیتهای ضد رژیم شناخته شد.
ضمن این فعالیت ها، او که دانشجویی از خانوادهای روحانی بود با روحانیون متعهد مشهد در تماس بود و پس از مدت زمان کوتاهی با حضرت آیتالله سید علی خامنهای ، طبسی و شهید هاشمی نژاد بسیار صمیمی شد و در مسائل و مشکلات فکری و سیاسی با ایشان مشورت میکرد به دلیل همین مبارزات آشکار بود که در مشهد چند بار توسط پلیس دستگیر شد اما با زیرکی خاص آزاد شد.
شهید حسین علم الهدی بعد از بررسی دقیق کتاب ولایت فقیه امام (ره) مشاهده کرد که جای ولایت فقیه در پیش نویس قانون اساسی خالی است. بنابراین با کمک یکی از نمایندگان مجلس (آقای اسدینیا)و حجةالاسلام آقای موسوی جزایری نماینده وقت اهواز در مجلس خبرگان طرح مذکور، در قانون اساسی وارد شد.

حسین علمالهدی در روزهای اولیه جنگ با امر پیر فرزانه جماران به سوی جبههها شتافت و در همان روزهای اولیه جنگ، به عنوان مسؤول اعزام نیرو، روزانه صدها نفر از نیروهای اعزامی در شهرستان را با نظم دقیق و مدیریت کامل، سازماندهی و تقسیم و به سوی مناطق عملیاتی اعزام میکرد و با این مشغله زیاد روزی یک ساعت به رادیو اهواز رفته و برنامه سخنرانی پیرامون غزوات پیغمبر(ص) را اجرا میکرد. بعد از گذشت کمتر از یک ماه که وی فرمانده سپاه هویزه بود، به قدری در میان عشایر منطقه نفوذ کرده بود که زبانزد همه شده بود تا آنجا که عشایر سوسنگرد و هویزه را برای اولین بار به زیارت حضرت امام(ره) برد. پس از بازگشت به هویزه وی در چندین شبیخون موفقیتآمیز شرکت کرد.
در برنامه حمله روز اربعین حسینی که فرماندهی شصت تن از نیروهای جهادی و دانشجو را به عهده داشت، به عنوان گروه پیشتاز و پیاده ارتش به جنگ با کفار پرداخت که متاسفانه غافلگیر شده، در محاصره حدود ۴۰ تانک دشمن قرار گرفت. پس از ساعاتی مبارزه با دشمن وقتی مهمات آنها تمام شد در حال تشنگی و گرسنگی نیز به جنگ ادامه دادند تا اینکه یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند و آخرین نفر، حسین بود که با آرپیجی خود سه دستگاه تانک کفار را منفجر کرده و سپس با فریاد الله اکبر در حالی که قرآن در دست داشت در روز ۱۶ دی ماه سال ۱۳۵۹ در کربلای هویزه در سن ۲۲ سالگی به شهادت رسید.
گلزار شهدای هویزه
پس از شهادت حسین علمالهدی و ۶۰ دانشجوی پیرو خط امام(ره) که در عملیات نصر، عراقیها با تانک از روی اجساد شهدای دانشجوی هویزه گذشتند، به طوریکه هیچ اثری از آنها نماند، ۱۶ ماه پس از عملیت نصر، طی عملیات بیتالمقدس این اراضی مجدداً بازپس گرفته شد، با تلاش گروههای تفحص جنازهها به سختی شناسایی شدند. حسین علم الهدی را از قرآنی که در کنارش بود شناختند. قرآنی با امضای آیت الله خمینی و آیت الله خامنهای که همیشه با خود داشت. در حالی که میخواستند پیکر او را در اهواز به خاک بسپارند مادر او با منتشر کردن وصیت نامه حسین خواسته او مبنی بر دفن در محل کشته شدن را اعلام میکند. با مطلع شدن خانوادههای همرزمانی که همراه حسین علم الهدی کشته شده بودند آنها هم تمایل پیدا میکنند فرزندانشان را در کنار فرمانده خود به خاک بسپارند و این گونه گلزار شهدای هویزه بنا میشود.

ارسال نظر